نوزدهم تیر 1388
محسن کدیور ضمن تبریک میلاد امام علی (ع) در 13 رجب، پنج پرسش شرعی را به عنوان «پرسشهای مردم رشید و مظلوم ایران از پیشوایان دینیشان» با استاد خود در میان نهاد.
کدیور درپرسش اول ازحکم تصدی مناصب خدمات عمومی پس از از دست رفتن شرائط الزامی از قبیل عدالت، امانتداری و برخورداری از رأی اکثریت پرسیده است. فقیه عالیقدر پاسخ داده است : از بین رفتن شرائط مذکور که شرعا و عقلا در صحت و مشروعیت اصل تولیت و تصدی امور عامه جامعه دخیل است خود بخود و بدون حاجت به عزل موجب سقوط قهری ولایت و تصدی امر اجتماعی و عدم نفوذ احکام صادره از سوی آن متولی و متصدی می گردد.
در پاسخ به سؤال از وظیفه شرعی مردم در قبال چنین متصدیانی، این عالم مجاهد نوشته است تصدی چنین افرادی هیچگونه مشروعیتی ندارد و چنانچه به زور یا فریب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم باید عدم مشروعیت و مقبولیت آنها را در نزد خود و برکناری آنان را از آن منصب با رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و انتخاب مفیدترین و کم هزینه ترین راه ممکن ابراز داشته و بخواهند.
در پرسش سوم ارتباط ارتکاب «یازده گناه کبیره» با «ملکۀ عدالت» مطرح شده است. آیت الله العظمی منتظری ارتکاب همه این معاصی یا اصرار بر برخی از آنها را از بارزترین و گویاترین شواهد فقدان ملکه عدالت و از مصادیق آشکار ظلم و بی عدالتی دانسته است.
کدیور در پرسش چهارم پرسیده است آیا تمسک به جملاتی از قبیل «حفظ نظام از اوجب واجبات است» می تواند مجوز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زیرپانهادن ضوابط اخلاقی و محکمات شرعی باشد؟ استاد در پاسخ خود تصریح کرده است که با کارهای ظالمانه و خلاف اسلام نمی توان نظام اسلامی را حفظ یا تقویت نمود.
به فتوای آیت الله العظمی منتظری آمر و متصدی و مباشر اعترافات و مصاحبه های ساختگی تلویزیونی - با زور و شکنجه و تهدید - گناهکار و مجرمند و شرعا و قانونا مستحق تعزیر خواهند بود.
این فقیه متأله در پاسخ به پرسش پنجم کدیوراز علائم شرعی «ولایت جائر» مرقوم داشته است: جور، مخالفت عمدی با احکام شرع و موازین عقل و میثاقهای ملی است که در قالب قانون درآمده باشد و کسی که متولی امور جامعه است و بدین گونه مخالفت می ورزد جائر و و لایتش جائرانه است ، و تشخیص چنین ولایتی در درجه اول بر عهده خواص جامعه یعنی عالمان دین آشنا و مستقل از حاکمیت و اندیشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانین می باشد و در درجه دوم بر عهده عموم مردم است.
فتاوای فوق العاده مهم آیت الله العظمی منتظری در تداوم فتوای تاریخی آخوند ملا محمد کاظم خراسانی در نهضت مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار و فتوای مرحوم آیت الله العظمی خمینی در جریان انقلاب اسلامی بر علیه دیکتاتوری محمد رضا شاه پهلوی است. این بیانیه مهمترین حکم صادره از سوی مراجع دینی قم درباره تخلفات مسئولان حکومتی پس از انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می شود.
با توجه به نیاز این پرسش و پاسخهای فنی به شرح و بسط و تفصیل، شرح این فتاوای پرارزش استاد به زودی از سوی شاگرد منتشر خواهد شد.
* * *
متن کامل این پرسش و پاسخ تاریخی به شرح ذیل است:
پاسخهاى فقهى - سياسى حضرت آيتاللّه العظمى منتظرى
به پرسشهاى حجةالاسلام والمسلمين دكتر محسن كديور
(بسم اللّه الرحمن الرحيم(
محضر مبارك فقيه متأله، علامه مجاهد، شيخنا الاستاد، آيتاللّه العظمى منتظرى دامظله
سلام عليكم
ميلاد مسعود مولاى متقيان، امام مظلومان، اسوه عدالتجويان و سرور آزادىخواهان علىبن ابىطالب(عليه الاف التحيةوالسلام) را به آن عالم ربانى تبريك و تهنيت عرض مىكنم. اين عيد سعيد را در شرايطى برگزار مىكنيم كه دهها پيرو آن امام همامدر اعتراض مسالمتآميز به حقكشىهاى حكومت ايران، شهيد و صدها نفر مجروح و هزاران نفر بازداشت و زندانى شدهاند. تأسفبار آنكه اين همه تجاوز به حقوق مشروع مردم به نام اسلام و تشيّع صورت گرفته است. سوگوارانه از نام سبز على(ع) خرج مىكنندو به راه سياه معاويه مىروند.
از محضر شما آموختهام كه اشاعه معارف قرآنى، تعاليم نبوى و احكام اهل بيت بهترين راهكار مبارزه با ظلم و جور در هرشرايطى است. اينك به مقتضاى حال و براى روشن نگاه داشتن كورسوى <اميد> در دلهاى پاك نسل جوانى كه از متوليان رسمى به ناماسلام قساوت ديده، به نام تشيّع خرافات شنيده، و روح و روانشان از اين همه دروغ و ريا و خيانت در امانت زخمى و خسته است،به در خانهاى آمده است كه خانه اميد ملت مظلوم ايران است و ياد مجاهدتها و دفاع جانانه شما از حقوق به تاراج رفته ملت -بهويژه در 13 رجب سال 1376 و بيش از پنج سال حبس خانگى متعاقب آن - هرگز از حافظه تاريخيش محو نمىشود. بر اين شاگردكوچك خود منّت بگذاريد و با پاسخ به اين پرسشهاى شرعى در اين ظلمتكده روزنى به نور بگشاييد. اين پرسشها، پرسشهاى مردمرشيد و مظلوم ايران از پيشوايان دينىشان است.
از اينكه با صرف وقت گرانبهاى خود - علاوه بر اينكه به شكوفايى فقه <عدالت محور> اهل بيت(ع) يارى كرده از سقوط آن درورطه فقه اشعرى < امنيت محور > توجيهگر ظلم ممانعت مىكنيد - براى مؤمنان تشنه حق در اين شرايط خطير ارائه طريق مىفرماييد،صميمانه سپاسگزارم. اميدوارم اين شاگرد كوچكتان را در اين كنج غربت از دعاى خير فراموش نفرماييد.
عزّت عالى مستدام باد
محسن كديور
14 تير 1388
---------------------------------
سؤال 1 - تصدّى مناصبى كه بر اساس قانون لازمالرّعايه - شرط ضمن عقد خدمت كليه متصديان خدمات عمومى - مشروطبه شرايطى الزامى از قبيل عدالت، امانتدارى، تدبير و برخوردارى از رأى اكثريت مردم است، پس از سقوط شرايط و احرازمكرّر صفات متضادّ به نحو شياع و در حد اطمينان قريب به يقين، چه حكمى دارد؟
< بسم اللّه الرحمن الرحيم >
< وسيعلم الذين ظلموا اىّ منقلب ينقلبون >
جناب مستطاب حجةالاسلام والمسلمين آقاى دكتر محسن كديور دامت بركاته
پس از سلام و تحيّت و تبريك متقابل. پاسخ تفصيلى سؤالات جنابعالى فرصت بيشترى مىطلبد، ولى اجمالاً به پاسخهايى اشارهمىشود:
ج 1 - از بين رفتن هريك از شرايط مذكور در سؤال كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت و تصدى امور عامهجامعه دخيل است خود به خود و بدون حاجت به عزل، موجب سقوط قهرى ولايت و تصدى امر اجتماعى و عدم نفوذ احكامصادره از سوى آن متولى و متصدى مىگردد، و اما شرايطى غير از آن شرايط كه شرعاً و عقلاً در صحت و مشروعيت اصل توليت وتصدى آن امور معتبر نيست ولى طرفين يعنى متولى و متصدى و مردمى كه او متولى و متصدى كار آنها گرديده بر آن ميثاق بسته وتعهد نمودهاند تخلف از اينگونه شرايط موجب خيار تخلف شرط شده و مردم مىتوانند متصدى و متولّى را بهواسطه تخلف از شرطاز منصبش عزل نمايند. ولى سقوط عدالت، امانتدارى يا برخوردارى از رأى اكثريت و تأييد مستمر از ناحيه آنان كه از شروطمشروعيت توليت و زمامدارى است موجب مىشود كه پس از سقوط آنها، اصولى مانند حمل بر صحت و اصالت برائت دربارهكارهاى متصدى در امور جامعه كه فاقد شرط گرديده جارى نشود، بلكه وى بايد براى اثبات عدم تخلف از شرع و قانون و احقاقحقوق مردم و بقاء بيعت اكثريت مردم با او، بيّنهاى معتبر و دليلى معقول براى مردم بياورد و آنان را راضى كند. و در موارد اختلافدر پيشگاه داورى آزاد، عادل و بىطرف و كاملاً مستقل از حاكميت ادعاى خود را به اثبات رساند. و داورى هر نهادى كه زير نفوذ ياوابسته به او باشد شرعاً و عقلاً حجت نمىباشد.
سؤال 2 - وظيفه شرعى مردم در قبال چنين متصديانى - كه عليرغم امربهمعروف و نهىازمنكر مكرّر ناصحان و مشفقان براعمال خلاف شرع خود اصرار دارند - چيست؟
ج 2 - همانگونه كه گفته شد متصديانى كه شرعاً و عقلاً توليت و تصدى امر اجتماعى را از دست دادهاند خود به خود از مقام خودمعزولند و تصدى آنان هيچگونه مشروعيتى ندارد و چنانچه به زور يا فريب و تقلب بر آن منصب بمانند مردم بايد عدم مشروعيت ومقبوليت آنها را در نزد خود و بركنارى آنان از آن منصب را با رعايت مراتب امربهمعروف و نهىازمنكر و حفظ ترتيب < الاسهلفالاسهل والانفع فالانفع > و انتخاب مفيدترين و كم هزينهترين راه ممكن ابراز داشته و بخواهند.بديهى است كه اين وظيفهاى همگانىمىباشد كه هر كس را اعم از خواص و عوام جامعه به اندازه آگاهى و توانايى كه دارد فرامىخواند و كسى نمىتواند به بهانهاى ازعمل به آن شانه خالى كند و خواص جامعه كه از همه به شرع و قانون آگاهتر و تواناترند و از نفوذ كلمه و اعتبار بيشترى برخوردارندمسئوليتى خطيرتر دارند و بايد با اتحاد و همفكرى و ايجاد احزاب و تشكيلات و تجمعات خصوصى و عمومى به ديگراناطلاعرسانى كرده و راه چاره را به آنها بنمايانند. مولى اميرالمؤمنين(ع) در وصيّت آخرشان فرمودند: < لا تتركوا الامر بالمعروفوالنهى عن المنكر فيولّى عليكم شراركم ثم تدعون فلا يستجاب لكم > ( نهجالبلاغه نامه 47) حاكميّت و تسلط اشرار نتيجه طبيعى تركامربهمعروف و نهىاز منكر است، زيرا آنان از فرصتها سوء استفاده مىكنند.
سؤال 3 - آيا ارتكاب معاصى كبيره ذيل و اصرار بر آنها به سلب < ملكه عدالت > و تحقق < ملكه جور > منجر مىشود يا خير؟
الف - آمريّت و تسبيب در قتل نفوس محترمه.
ب - آمريّت و تسبيب اقوى از مباشرت در ارعاب و اخافه مسلحانه و ضرب و جرح مردم بيگناه در شوارع.
ج - ممانعت قهرآمز از اقامه فريضه امربهمعروف و نهىازمنكر و نصيحت به ائمه مسلمين از طريق انسداد كليه مجارىعقلانى و مشروع اعتراض مسالمتآميز.
د - سلب آزادى و حبس آمران بالمعروف و ناهيان عنالمنكر و ناصحان و اعمال فشار براى گرفتن اقرار بر امور خلافواقع از آنها.
ه - ممانعت از اطلاعرسانى و سانسور اخبار كه مقدمه واجب انجام فريضه امربهمعروف و نهىازمنكر و نصيحت به ائمهمسلمين است.
و - افترا به معترضان خواهان اجراى عدالت مبنى بر اينكه < هر كه با متصديان امور مخالف است مزدور اجنبى و جاسوسخارجى است>
ز - كذب و شهادت دروغ و گزارشهاى خلاف واقع در امور مرتبط با حقالناس.
ح خيانت در امانت ملى.
ط - استبداد به رأى و بى اعتناى به نصيحت ناصحان و تذكر عالمان.
ى - ممانعت از تصرّف مالكان شرعى در مِلك مُشاع سرنوشت ملى.
ك - وهن اسلام و شَين مذهب از طريق ارائه چهرهاى بسيار خشن، غيرمعقول، متجاوز، خرافى و استبدادى از اسلام و تشيّعدر جهان.
ج 3 - ارتكاب همه معاصى نامبرده يا اصرار بر برخى از آنها از بارزترين و گوياترين شواهد فقدان ملكه عدالت و از مصاديقآشكار ظلم و بىعدالتى است. بهراستى اگر اينگونه معاصى موجب فسق و خروج آشكار از عدالت در نگاه عموم نباشد پس چهمعصيتى است كه انجام آن گواه ستم و بىعدالتى در انظار همگان است؟! و روشن است كه هرگونه معصيتى بهويژه چنان معاصىنامبرده در صورتى كه در قالب دين، عدالت، قانون انجام گيرد مفسدهاى افزون دارد و بيشتر موجب خروج از عدالت شده و داراىمجازات دنيوى و اخروى شديدترى خواهد بود، زيرا اينگونه ارتكاب معصيت علاوه بر مفسده خود معصيت مفسده فريبكارى ومفسده تخريب چهره دين، عدالت و قانون را نيز دربر دارد.
و در مواردى كه كارهايى به نظر متصديان حاكميت، عادلانه و مشروع و به نظر عده زيادى از مردم، نامشروع و مصداق فسق وظلم و تضييع حقوق مىباشد، بايد نظر و قضاوت داوران عادل و بىطرف و مرضىّالطرفين ملاك قرار گيرد.
سؤال 4 - آيا تمسك به جملاتى از قبيل < حفظ نظام از اوجب واجبات است > مجوّز تجاوز به حقوق مشروع مردم و زيرپانهادن بسيارى از ضوابط اخلاقى و محكمات شرعى از قبيل صداقت و امانتدارى است؟ آيا به بهانه حفظ < مصلحت نظام > مىتوان از اجراى اصل اصيل < عدالت > - كه صفت مميّز فقه سياسى تشيّع در طول تاريخ بوده است - صرفنظر كرد؟ اگر برخىمتصديان، مصلحت نظام را با مصلحت شخصى خود اشتباه گرفته باشند و بر تشخيص خطاى خود اصرار كنند، وظيفه شرعىمؤمنان چيست؟
ج 4 - حفظ نظام به خودى خود نه موضوعيت دارد و نه وجوب آن وجوب نفسى مىباشد؛ بهويژه اگر مقصود از »نظام« شخصباشد. نظامى كه گفته مىشود: »حفظ آن از اوجب واجبات است« نظامى است كه طريق و مقدمه و بر پا كننده عدل و اجراء فرائضشرعى و مقبولات عقلى باشد و وجوب حفظ آن هم تنها وجوب مقدمى خواهد بود. بنابراين با توجه به اين نكته، تمسك به جمله»حفظ نظام از اوجب واجبات است« به هدف توجيه و صحهگذارى بر امور متصديان و كارگزاران و عدالتنمايى كار آنان براىديگران در حقيقت تمسك به عام در شبهه مصداقيه و ميان دعوا نرخ تعيين كردن و تنها به قاضى رفتن است؛ كه اگر چنين تمسكى ازروى ناآگاهى باشد بايد طبق مراتب امربهمعروف و نهىازمنكر با آن معامله نمود. از طرف ديگر بديهى است كه با كارهاى ظالمانه وخلاف اسلام نمىتوان نظام اسلامى را حفظ يا تقويت نمود، زيرا اصل نياز به نظام براى اجراى عدالت و حفظ حقوق، و در يك كلمهاجراى احكام اسلامى است؛ پس چگونه متصور است با ظلم و جور و كارهاى خلاف اسلام، نظام عادلانه و اسلامى را حفظ وتقويت نمود؟ حاكميتى كه بر اساس چماق و ظلم و تجاوز به حقوق ديگران و تصرف غاصبانه و تغيير در آراء آنان و كشتن و بستن وبازداشت و شكنجههاى قرونوسطى و استالينى و ايجاد خفقان و سانسور روزنامهها و اخلال در وسائل ارتباطى و زندانى كردنعقلاء و نخبگان جامعه به بهانههاى واهى و تحميل اعتراف به امور خلاف واقع بهويژه در زندان نزد شرع و عقل و عقلاء جهانمحكوم و بىارزش است، و بر حسب اخبار معتبره وارده از اهل بيت عصمت و طهارت ( ع ) اقرار و اعتراف در زندان يك ذرّه اعتبارشرعى و قانونى ندارد و نمىتواند ملاك حكم باشد. (وسائل، كتاب الاقرار، باب 4 و ابواب حدالسرقة، باب 7)
مردم رشيد ايران نيز از حقيقت اين اعترافات كه نمونههاى آنها در تاريخ حكومتهاى فاشيستى و كمونيستى ثبت است كاملاً آگاهمىباشند و مىدانند اين اعترافات و مصاحبههاى ساختگى تلويزيونى با زور و شكنجه و تهديد در جهت پنهان نمودن ظلمها وبىعدالتىها و تحريف چهره اعتراضات مسالمتآميز و قانونى مردم، از فرزندان به بند كشيده آنان گرفته مىشود. و مسئولين مربوطهبدانند كه آمر و متصدى و مباشر گرفتن اينگونه اعترافات و مصاحبههاى دروغ گناهكار و مجرمند و شرعاً و قانوناً مستحق تعزيرخواهند بود. كشور متعلق به مردم است نه مال من و شما، و تصميم از ناحيه آنان مىباشد، و متصديان امور خدمتگزار مردم مىباشند.مردم بايد بتوانند با تجمعات آزادانه و تبليغات كتبى و شفاهى از حقوق خويش دفاع كنند، شاه هنگامى صداى انقلاب مردم را شنيدكه ديگر دير شده بود. اميد است متصديان امور نگذارند به آنجا برسد، بلكه هرچه زودتر در برابر خواستههاى ملت خويش انعطافپيدا كنند، جلو ضرر را از هرجا بگيريم به نفع خواهد بود.
سؤال 5 - امارات شرعى < ولايتِ جائر > چيست و علماى اعلام ( اعلى اللّه كلمتهم ) و نيز مكلفان در قبال بروز آن چهوظيفهاى دارند؟
ج 5 - جور، مخالفت عمدى با احكام شرع و موازين عقل و ميثاقهاى ملى است كه در قالب قانون درآمده باشد و كسى كه متولىامور جامعه است و بدينگونه مخالفت مىورزد جائر و ولايتش جائرانه است و تشخيص چنين ولايتى در درجه اول بر عهده خواصجامعه يعنى عالمان دينآشنا و مستقل از حاكميّت و انديشمندان جامعه و حقوقدانان و آگاهان از قوانين مىباشد كه هم به احكام وموازين عقل و قوانين حاكم آشنايند و هم با قرائن و شواهد اطمينانآور به مخالفت عمدى با آنها پىبرده و مىتوانند آن را مستدلكنند. مشروط بر اينكه از هرگونه نفوذ حاكميّت و ملاحظات خطى و سياسى آزاد و مستقل باشند. و در درجه دوم بر عهده عموممردم است كه به اندازه آگاهى خود از آن احكام و قوانين و با مرتكزات دينى و عقلى خود و رودر رويى مستقيم با موضوعات ومشكلات دينى، فرهنگى، اقتصادى، سياسى، مخالفت عمدى حاكمان را با شرع و قانون لمس كرده و احساس نمايند.
بالاخره به طور اجمال عدالت يا بى عدالتى حاكمان امرى ملموس در جامعه و آثار آن نمايان است، و چهره در نقاب ندارد. و هركس به هر مقدار آگاهى و توان در مقابل بىعدالتىها و تضييع حقوق مردم مسئوليت دارد و بايد ديگران را هم آگاه كرده و هم بادرنظر گرفتن شرايط موجود و حفظ مراتب امربهمعروف و نهى از منكر راهكار ارائه دهد چون نمىشود و نمىتوان باور كرد كهانسانى عدالتخواه باشد ولى در راه آن گامى برندارد يا هراس داشته يا خود و ديگران را با تسويل و آراستن كوتاهى خود يا تسويف وامروز و فردا كردن و يا به بهانه نداشتن قدرت سرگرم كند. ترس از مخلوق شرك باللّه العظيم است و تسويل و تسويف هم ضلال واضلال. سيره اولياى معصومين(ع) نيز تلاش در راه عدالت اجتماعى بود و اگر آنها تنها به امور فردى اسلام همت و اكتفاء داشتند اينهمه ظلم و ستم بر آنان و به بند و حصار كشيدن و تحت مراقبت قراردادن و در نهايت به شهادت رساندن آنان براى چه بود؟! خداونداز عالمان به خصوص عالمان دين ميثاقى غليظ گرفته كه در مقابل ظلم سكوت نكنند < اخذاللّه على العلماء ان لا يقارّوا على كظّة ظالمو لا سغب مظلوم > (نهج البلاغه / خطبه 3). البته عمل به اين ميثاق همانگونه كه ثوابى عظيم دارد هزينهاى سخت هم خواهد داشت.( أحسب الناس ان يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون. و لقد فتنا الذين من قبلهم فليعلمن اللّه الذين صدقوا وليعلمن الكاذبين)(عنكبوت / 2 و 3)
به هوس راست نيايد به تمنّى نشود
اندر اين راه بسى خون جگر بايد خورد
ان شاء اللّه موفق باشيد
17 رجب 1430 - 19/4/1388
قم المقدسة - حسينعلى منتظرى
- الو! آقا، گوسفند زنده دارين؟
- از اسمش. سيد باشه اسمش مثلاً سيدرضاست يا سيد اصغره. سيد نباشه رضای خاليه يا ميثمه.
- شناسنامهشو مياره؟
- آقا ميخواين قصابی کنه براتون يا ميخواين عقدش کنين؟
- آخه ممکنه سيد نباشه؟
- کی سيد نباشه؟
- همين قصابه.
- اختيار داری جوون. گوسفنده ممکنه سيد نباشه، ولی قصابه لاولله. اولاد پيغمبره!
- ميدونم. ولی ميگم اين روزها تقلب زياده.
- باشه!
- ممکنه بعضیها سيد نباشن ولی کلک بزنن بگن سيديم.
- امکان نداره. ميرن جهنم! شما اصلاً اون دنيارو دست کم نگيرين. عربی بلدی؟
- نه. چطور مگه؟
- ميخواستم يک آيهی عربی برات بخونم حساب کار دستت بياد.
- حالا بخون. بعضی کلمههاشو ميفهمم.
- نه بابا، فايده نداره.
- نه آقا خواهش ميکنم بخون!
- نه ديگه. آخه منم همشو حفظ نيستم. خلاصه ميگه در جهنم گناهکارها عذاب ميشن. حوری و غلمان هم بهشون تعلق نميگيره.
- بالأخره گوسفند چنده؟
- چندتا ميخواين؟
- يه دونه.
- چندتا قصاب ميخواين؟
- مگه چندتا قصاب لازمه؟
- بستگی به خودتون داره.
- فکر ميکردم بستگی به گوسفنده داره.
- نه بابا. اون بيچاره که يکدونه هم از سرش زياده.
- از سر همهی گوسفندا يک قصاب زياده.
- حالا وارد اون بحث نميشيم. يک قصاب ميخواين با يک گوسفند؟
- بعله.
- گفتين قصابش سيد باشه؟
- خيلی قيمتش فرق ميکنه؟
- بستگی داره چه جور سيدی بخواين.
- مگه چندجور سيد دارين؟
- سيد معمولی داريم، سيد طباطبائی هم داريم.
- فرقش چيه؟
- ای آقا. شما ميخوای فرق همهچیرو بدونی؟ معموليش اونه که فقط پدرش سيد باشه، طباطبائيش اونه که دوبل باشه. پدر و مادرش هردو سيد باشن. قيمتش هم دو برابره ولی خب تخفيف سادات بهش ميخوره.
- ارزونتر چی دارين؟
- سيد لايت داريم که فقط مادرش سيده. خودش فقط شب جمعه سيد حساب ميشه اما توی هفته همون نرخ عامه.
- گوسفنده چی؟
- گوسفنده ديگه!
- منظورم اينه که نميشه چند تا گوسفند بيارين يکيشو انتخاب کنيم؟
- نه داداش. ما چوپون نيستيم، قصابيم. قصاب. سرباز انقلاب!
- پاسداری شما؟
- نه عزيزم. عرض کردم قصاب. سرباز انقلاب!
- از کی تا حالا قصاب ها سرباز انقلاب شدند؟
- از وقتی آقای خاتمی گفت. البته ايشون فقط لاجوردی قصاب اوين رو گفت اما شامل حال همۀ قصاب ها ميشه.
- بالاخره چند تمام ميشه؟
- گوسفند با يک قصاب؟
- بعله.
- سرشو خودتون ميبرين؟
- سر چی رو؟
- گوسفند رو خودتون ذبح ميکنين؟
- پس قصاب واسه چيه؟
- قصاب واسه قصابيه جونم. سر گوسفندو نميبره!
- پی کی ميبره؟
- سلاخ عزيز من!
- فرقش چيه؟
- سلاخ ذبح ميکنه، قصاب لاشهرو تکه تکه ميکنه ميفروشه. شعر شاملو رو نشنيدی؟ ميگه "سلاخی زار زار ميگريست. عاشق قناری کوچکی شده بود."؟
- شما شعر شاملو هم بلدی؟
- اختيار داری. پريروز داشتم گزارش ميخوندم ميگفت درصد بالائی از زنان تن فروش تهرانی مدرک دانشگاهی حتی تا سطح کارشناسی دارند (×). جمهوری اسلامی سطح دانش عمومی رو برده بالا جونم. فاحشه هارم با سواد کرده. خب ما هم قصاب همين حکومتيم ديگه. چرا سواد نداشته باشيم؟
- از درآمدتون راضی هستين؟
- بد نيست. آخه من دبير آموزش و پرورش هم هستم!
- پس اين شغل دوم شماست.
- نه بابا. اون شغل دوممه!
- يعنی باهاس سلاخ هم سفارش بديم؟
- حالا اگه يک پول اضافه بذارين کف دست قصابه ممکنه سلاخی هم واستون بکنه.
- شما خودت ميای؟
- .نه بابا. من منيجرم البته اگه بخواين ميام ولی نرخم گرونتره.
- سيدی؟
- نه ولی منيجرم. منيجر از نظر جدول استخدامی همرديف سيد حساب ميشه!
- يک گوسفند زنده بيارين ذبح کنين چند درمياد؟
-اولاً ديدم هوس کله پاچه کردی. ميدونين که پوست و روده و کله پاچه شم خودمون برميداريم.
- واسه چی؟
- قانونه!!
- چه قانونيه؟
- قانون مملکتيه!
- پارلمان تصويب کرده؟
- اونشو ديگه نميدونم. بعيد هم نيست. چون از وقتی که من اومدهم توی اين کار داره اجرا ميشه. حالا قانونش از مجلس گذشته يا آئين نامه داخلی صنف قصابه نميدونم.
- حتماً ماده واحده بردن مجلس با قيد سه فوريت تصويب شده!
- شما ميخوای مسخره کنی، مسخره کن ولی بهرحال پوست و روده و کله پاچهاش مال ماست. طبق قانون!
- چرا مسخره کنم. بالاًخره صد ساله که مملکت ما پارلمان داره. پوست و روده و کله پاچه هم سهم شماست از مشروطيت!
- اِ. با رضا پهلوی هم که فاميل دراومدی! داداش متلک بندازی گوسفند موسفند خبری نيست. قصاب مياد بدون گوسفندها!
- شوخی ميکنم عزيز من. حالا چند کيلو هستش؟
- دفعه اولته انگار.
- يک خرده از دفعه اول هم کمتر!
- عرض به حضور، داشتم ميگفتم، که شما زدی به مشروطيت و موضوع عوض شد. همه جورشو داريم. اگه نذری ميخواين باشه خب هرچی بزرگتر باشه ثوابش بيشتره. اموات بيشتری ازتون آمرزيده ميشه. کوچيک باشه واسه امتحان رانندگی و اينجور چيزا خوبه. اما اگه مريض دارين نذر کردين خوب بشه متوسطش خوبه.
- همون متوسط.
- نذرتون چيه؟
- نميدونم والله. مادرم نذر کرده ولی خودمون ميخوايم بذاريم لای باقالیپلو.
- نميشه که. نذر ميکنين باهاس گوشتشو بدين بيرون. نذر پدرم چرب شيکمم؟ باهاس بدين به مستحق. معمولاً هم ما خودمون زحمتشو ميکشيم. با هر بدبختی هست ميندازيم تو ماشين مياريم ميون فقير بيچارهها تخسیم ميکنيم.
- کيلوئی چند تقسیم ميکنين؟
- پول از شما نميگيريم. واسه ثوابش ميکنيم.
- منظورم اين نبود.
- پس چی؟
- هيچی. بگذريم.
- آره بگذريم. صرف نداره برات. يعنی برا دک و دندهت!
- چقدر هزينهاش ميشه ارباب؟
- اییی .... دويست سيصد دلار بده ديگه.
- دلار ندارم. پول ايرانی فقط دارم.
- پس مام گوسفند نداريم. پشگلشو فقط داريم!
- اينطور به پول کشورت توهين نکن.
- توهين؟ تازه دارم ارزششو ميبرم بالا. الان کود حيوانی در بازار از ريال گرونتره!
- باشه بابا. يک کاريش ميکنم. وزنش چقدره. کوچيکش چقدره، متوسطش چقدره، بزرگش چقدره؟
- راستش فرقی نميکنه. همه وزنشون يکيه. بستگی داره شما چند کيلوئی بخوای!!
- يعنی چی؟
- کلی نمک ميريزيم لای علفاش. حيوان نمک ميخوره حسابی تشنهاش ميشه. اونوقت به ميزان مناسب با سفارشی که مشتری داده، آب میبنديم به نافش! وقتی هم ميرسيم قبل از اينکه شاش کنه وزنش ميکنيم تحويل مشتری ميديم ميگيم خدا بده برکت.
- بعد مشتری بدبخت میبينه خدا برکت به شاشش داده!
- عوضش گوسفندش کوچيک ميشه! نذرش چيه؟
- چی؟
- ميگم مادر چی نذر کرده؟
- واسه اندازه گوسفند ميگی؟ اونش مهم نيست. شما گوسفند گنده بيار. تشنه هم باشه قبوله. حضرت عباسی آب زياد بهش نده که راهروی مارو به گند نکشه.
- اصلاً ميخوای آبشو توی يک بشکه کنم سوا بيارم. ها ها ها ها!
- اتفاقاً يکی از دوستان ما ترياک ميکشه. به فروشندههه گفته آشغال قاطيش نکن. گفته آشغالهارو سوا بده من پولشو بهت ميدم!
- ها ها ها!
- قبول نکرده. گفته بايد قول شرف بدی که قاطيش ميکنی ميکشی! گفته وگرنه بدعادت ميشی ديگه هميشه جنس خالص ميخوای. گفته اينهمه ما زور زديم که مزه اصليش يادتون بره.
- هميشه همينجوره. مردم وقتی يک چيزیرو مزه کنن، انتخابات، دمکراسی، به قول عارف ملت ار بداند ثمر، ملت ار بداند ثمر، آزادی را، برکند، برکند، برکند ز بن ريشهی استبدادی را!
- مصراع اولشو دوبار گفته؟
- آره انگار.
- نه آقاجان. خانم گيتی اينجوری خوندهتش. به خاطر آهنگ.
- من موسيقی وارد نيستم. قصابم.
- خلاصه که حکومتگرها هم مثل موادفروشهاند.
- برعکس. موادفروشها مثل حکومتگراند.
- خلاصه ديگه ترياک خالص گير فلک هم نمياد.
- خصوصاً اون ترياکی که کارل مارکس گفته بود!
- اونو که اونقدر آشغال قاطيش کردند که صد رحمت به ترياک تقلبی.
- آره. چه آشغالهای متنوعی. آخوند و خاخام و کشيش و کاردينال و پاپ و ربای و حجت الاسلام و ....
- آقاجان. چی شد بالآخره؟
- نگفتی خانم والده چی نذر کرده!
- گفتم فرقی نميکنه. شما گوسفندرو بيار.
- برای ما فرق ميکنه آقای عزيز.
- چه فرقی ميکنه؟
- ميدونی داداش. بعضیها نذرهای عوضی ميکنن کار دست ما ميدن. يک خانمی نذر کرده بود که گوسفندرو بگيره پول مارو نده. حالا اون هيچچی، اما کلاً ما بايد متن نذرهارو به وزارت اطلاعات گزارش بديم.
- وزارت اطلاعات؟
- آره. کميسيون نذورات! آخه بعضی نذرها مغايرت مذهبی داره. بعضیهاش هم برای ضديت با رِژيمه. اينها هم بايد چهارچشمی همه چيرو بپّان نه. اومديم و يکی، نذرش، گرفت، پيش خدا قبول شد. اينا ميگن البته. چی نذر کرده بوده؟ سقوط رِِژيم...
- عجب!
- جون شما. اعتقاد داشته باشی همينه ديگه.
- پس ولش کن آقا. اصلاً نخواستيم گوسفند.
- نميشه ديگه عزيز. تلفنهای ما کنترله.
- جدی.
- خيلی جدی.
- ای بابا.
- شما يک کاری بکن. گوسفندرو فقط به نيت همون کباب و باقالی پلو بخر.
- من از اولش هم همينو ميخواستم. مادرم ميخواست يک نذر هم قاطيش کنه.
- بهشون بگو يک دفعه ديگه.
- ٱره بابا. همين کارو ميکنم. حوصلهی دردسر ندارم.
- دمت گرم.
- حالا بالآخره کی اين گوسفنده وصال ميده؟
- هان؟... گوسفند؟... وصال؟... آره؟...! .... توضيحالمسائلی؟...
- چی؟
- خجالت نکش جوون. ما از اين مشتریها هم خيلی داريم. چندتا گوسفند حسابی هم داريم برای همين کار. آخرشم نذری ميکشيمشون.
- نه جانم. من اهلش نيستم. با حيوانات حرفشو نزن.
- آهان. پس چرا ز اول نميگی عزيز من. اهل حيوانات نيستی. گرفتم. قصاب ماده ميخوای. آره؟ گوسفند هم همراهش نباشه. ای شيطون! بگو عزيزجان. خجالت نداره. توی اين مملکت ۹۹درصد بيزينسها يکجوری بهمديگه وصله.
- چی ميگی آقا!
- ميگم خجالت نکش. چند سن و سال ميخوای؟ راستی ببينم. اون رفيقت لولی چند ميخره؟ بهش بگو خالص بهش ميدم سناتوری.
- عجب. پس شما همهی اين کارهارو ميکنيد. روی ديوار فقط نوشته بود «گوسفند زنده با قصاب».
- خودشه عزيز من. بايد از همون ميفهميدی. سعدی فرمايد «مرد بايد که گيرد اندر گوش – ور نوشتهست پند بر ديوار». همهی پيغامها توی همونه. گفتم که. توی اين مملکت ۹۹درصد بيزينسها بهم مربوطه! حالا ميشه يک خواهش ازت بکنم؟
- چه خواهشی؟
- لطف کن اون شمارهرو به من هم بده آقای عزيز. لازمش دارم.
- کدام شمارهرو؟
- همون که روی ديوار بود. شما الان عوضی گرفتی. شمارهی منرو گرفتی. شمارهی يک آدم بيکار.
نه.......... اصللللللللللللللللللللللللا.......
اخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
فکرش هم عذاب آوره....
یعنی میگی دوباره؟ من....؟
به خدا اشتباه شده.
فقط یه اشتباه کوچولو اونم از نوع تایپی.
من موازنه رو پاس کردم مثل مرد. اینم که بعضی دوستان اشتباه کرده بودند دلیلش یه اشتباه بود. این ترم هم درسهای جالبی با اساتیدی جالبتر دارم که فقط موضوع سرگرمی بیشتر در کلاس مطرحه تا موضوع درسی. مخصوصا کارگاه نرم افزار که بازیهای ( پین بال- بی دل- فالها....) که حتما معرف حضور هستند و روی کامپیوترهای شخصی بیشترین مصرف رو دارند در اونجا هم توسط دانشجویان مورد استفاده قرار میگیرند ولی این موضوع رو فراموش نکنیم که دانشجویان گرامی برای استراحت هم از نرم افزار مطلب ( موضوع مورد تدریس قرار گرفته) استفاده میکنند.
به علت تصادف نسبتا شدیدی که در طول میان ترم داشتم گواهینامه مبارک بنده برای بار دوم باطل شد و الان مجبورم با حضور در کلاسهای رانندگی مهارت خود را با پشتیبانی 4سال تجربه رانندگی افزایش داده تا من باشم برای مرتبه دوم 1ماه مونده به 5 ساله شدن و معافیت از این قانون( که اگه تصادف بکنی گواهینامت باطل میشه) پشت ماشین نشینم.
به اطلاع دوستان و آشنایان میرسانم که بنده با پیشنهاد یکی از دوستان (ذکر نام نام برده مقدور نیست که ذکر شود) تصمیم به راه اندازی یک وبلاگ اشتراکی گرفته ایم. حالا اینکه چه بلایی سر این وبلاگ میاد یا اینکه چی میخایم اونجا بنویسیم که نمیشه اینجا نوشت و هزاران سوال دیگه که میدونم به ذهن شما طرفداران این وبلاگ میرسه ( میدونم که دارم به خودم تیکه میندازم) در زمانی مناسب پاسخ داده خواهد شد.
به نظر میرسه شعرهایی که در پایان هر آپ میزارم طرفدار خاصی نداره ولی ما همچنان بر کار خود پافشاری میکنیم بدین گونه
یه درخت خشک و بی برگ میونه کویر داغ
توی ته مونده ی ذهنش نقش پر ر نگ یه باغ
شاخه ی سبز خیالش سر به آسمون کشید
بر و دوشش همه پر شد ز اقاقی سفید
زیر سایه ی خیالی کم کمک چشماشو بست
دید دو تا کفتر چاهی روی شاخهاش نشست
اولی گفت اگه بارون باز بباره تو کویر
دیگه اما سر رسیده عمر این درخت پیر
دومی گفت که قدیما یادمه کویر نبود
جنگل و پرنده بود و گذر زلال نور
گفتن و از جا پریدند با یه دنیا خاطره
اون درخت اما هنوزم تو کویر باوره
دست نوشته هایی در طول حدودا 3 هفته
فکر نکنم کسایی که این مطلب رو میخونند تجربه خونه دانشجویی رو داشته باشند. من هم خودم در این فضا قرار نگرفته بودم تا وقتی که به خاطر آرامش بیشتر برای خوندن امتحانات پایان ترم به خونه یکی از دوستام رفتم و از اینجا داستان شروع شد... .
همه چیز ما داشتیم بجز آرامش . اخه چه معنی میده چندتا جوون از صبح تا شب درس بخونند؟ ما در این یک هفته که با هم بودیم ( من و 4تا از دوستام) کارهایی کردیم که الان وقتی بهش فکر میکنم خندم میگیره چون درس که نخوندیم هیچ هرچیزیم که خونده بودیم یادمون رفت. وقتی با ویتامین پی میریم و تو شهر خودمون سهمیه خوابگاه میگیریم نباید بریم وسط محوطه خوابگاه داد بزنیم ( زندانیه........... ........... باید گردد) چون همون 12 متر مربع برای 6 نفر رو هم از ما میگیرند و برای درس خوندن آواره میشیم
من در بین امتحاناتم 10 روز هیچ امتحانی نداشتم ولی در یک روز 3 تا امتحان داشتم به همین خاطر این 10 روز فرصت رو اونجا بودم و مثلا درس خوندیم و بالاخره اون روز کذایی گذشت و من اینگونه از بند امتحانات رها شدم. درست بعد از این 3تا امتحان مغزم رو
Quick Format کردم و قصد دارم مدتها بخوابم و بخوابم و بخوابم.... . البته قرار مسافرت با دوستان رو گذاشتیم واقعا ادم تو زمستون هیچ کاری نمیتونه بکنه ولی ما میریم جنوب شاید یکم از این فضا دور بشیم تا بتونیم با روحیه بهتری ترم جدید رو شروع کنیم.بعد از یک جلسه 3ساعته و محاسبه دقیق هزینه های سفر فهمیدیم که باید چگونه بریم و بییام تا کمترین خرج رو کرده باشیم ( ما دانشجوییم و باید زندگی دانشجویی باشه) با قطار به بندرعباس و از اونجا با لنج به قشم رفتیم و از همین مسیر برگشتیم. جای همه دوستان خالی چون خیلی خوش گذشت مخصوصا با بودن این همسفران بی جنبه من دیگه دنبال موضوع برای خنده نمیگشتیم. رفت و برگشت بدون سوقاتی شد 110000تومان. فکر کنم تقریبا دو برابر پیشبینی بود. به این میگند پیشبینی دقیق 5تا از مهندسان اینده این مملکت.
نمرات ترمی که گذشت
معادلات 7/ 15 نتیجه میان ترم 8نمره ای ندادن و ترس از افتادن(نمرم رفته رو نمودار)
موازنه ۳/۱۴ نتیجه یک ترم موازنه خوندن
ازتجزیه۵/۱۸ نتیجه سیاه کردن برگه
برنامه نویسی 16 نتیجه رفاقت با استاد
فارسی عمومی 15 نتیجه خونه دانشجویی
و دروس ترم آینده بدون حذف و اضافه
ترمودینامیک1
مکانیک سیالات1
ریاضی مهندسی
زبان عمومی
تنظیم خانواده
استاتیک
صدا اذان تو گوشم از تولد تا مرگ
ميخوام بكنم از دفتر توكل يه برگ
فرقي نداره مسلمان، مسيحي يا كه زرتشت
سوي خدا زندگي كن قانع باش و دلخوش
آدم بي ايمان مثل درخت بي شاخه
هر وقت از زندگي بودي شاكي و كلافه
فقط يه گريز بزن به سرچشمه هستي
تا كه تو هم داشته باشي تجربه مستي
يه كم به اين فكر كن چرا دست و پاتو بستي
تو اين زمين خاكي، كثيف و پر از پستي
شايد فرصت نباشه واسه پلك زدن
كجان اونا كه واسه دنيا حرص زدن
اشتباهي رو يكبار انجام دادم
اگه تكرار كنم عمرمو به باد دادم
با حرفام مي درخشم مثل گل تو خزون
بازم مياد صداي الله اكبر اذون
طواف خونه خدا هفت دور دور قلب من
با هر اشاره تو دنيا ميده يه خبر به من
تقدس حرفامو عمراً بفهمي
دوست داري اسمشو بذار لفظ سنگين
با يه خط رنگين به سرخي خون
بنويس به يادش هستي تا آخرين جون
من كه مسافرم پس تو بساز جاده واسم
كاري كن كه وقت مرگم آماده باشم
تقاص كارامو تو اين دنيا پس بدم
جاي اينكه اون دنيا رو از دست بدم
روي جمله هام فكر كن با دقت تموم
تا يه كم رها بشي از مشقت زمون
آیا میدانید که در مناطقی از پایتخت بیمارستانهایی هست که دارویی برای درمان بیماران خود ندارند ولی ما بخاطر کمک به برادران مسلمانمان ۵ ton دارو به غزه فرستادیم؟
آیا میدانید مجمع کشورهای مسلمان چرا دعوت رئیس جمهورمان را در باره ی تشکیل جلسه فوری و محکوم کردن کارهای اسرائیل رد کرد؟
آیا میدانید چرا یک میلیون از مسلمانان ترکیه به صورت خودجوش بر ضد کارهای اسرائیل تظاهرات کردند ولی در ایران فقط تعداد محدودی از مستمری بگیران بعد از نماز جمعه تظاهرات کردند(به سمت خانه رفتند) ؟
آیا میدانید چرا سران کشورهای پرنفوذ عربی به صورت جدی به نسل کشی اسرائیل اعتراض نمیکنند؟
آیا میدانید مکتشفین ایرانی داروی ایدز هم اکنون در زندان هستند؟
آیا میدانید اعراب خطر نفوذ ایران در کشورهای عربی بدست حماس را بیشتر از خطر نفوذ اسرائیل میدانند؟
آیا میدانید مخارج میلیون دلاری حماس از فروش نفت کدام کشور تامین میشود در حالی که مردم خود آن کشور... ؟
آیا میدانید تعداد اعدام شدگان در ایران ( با 70میلیون جمعیت) و چین ( با 1200میلیون جمعیت) برابر است؟
آیا میدانید حمایت از حماس چه دستاوردی به جز انزوا دارد؟
آیا میدانید موازنه ی جرم و انرژی چیست؟
آیا میدانید رئیس جمهور جدید آمریکا وزیر دفاع این کشور را در سمت خود به منظور ادامه راه رئیس جمهور قبلی ابقا کرد ؟
آیا میدانید زیباترین گل سال 2008 توسط fernando tores در فینال جام ملتهای اروپا به ثمر رسید؟
آیا میدانید پیشبینی شده است که این جنگ در غزه میتواند 2 سال پروژه ی صلح در فلسطین و استقلال یک کشور فلسطینی را به عقب بیندازد؟
آیا میدانید حزب حاکم در اسرائیل به خاطر بالا بردن شانس خود در انتخابات جاری دست به جنگ زده است؟
آیا میدانید تعداد مخالفان نظام حاکم در ایران و چین برابر است ( حدود 60 میلیون) ؟
آیا میدانید به چه کسانی ΞறØ میگویند؟
آیا میدانید 30% از املاک و مستغلات در ایالات متحده عربی توسط ایرانیان خریداری شده است؟
آیا میدانید در وزارت خارجه آمریکا معاونی مخصوص امور ایران استخدام شده است؟